با لبخند به هم بنگریم

چند وقت پیش به مجتمع پارسیان کرج رفته بودم،‌ روی درب ورودی دفتر فروش واحدهای تجاری نوشته بود با لبخند وارد شوید!

تو این دوره زمونه با توجه به مشکلات و فضای سرد و سخت آتی،‌ فارغ از اینکه کی مسئول این دشواری هاست،‌ با درنظر داشتن اینکه زیر بمباران خبری و سخنانی توصیف دشواری روزانه و حرفهای حق و حقیقتی اما تلخ که از فروریختن آبرو، شرف و ناموس احاد وسیع تری از جامعه! بیش از گذشته ناگزیریم که با لبخند بهم بنگریم،‌ لابد از این که امید ادامه این دوران تلخ، سرد و گزنده را بهم نوید دهیم،‌ بلکه قدری از این فشار سنگین را بکاهیم

چنین بادا

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مالی

اول اینکه:[ابرو] و بعد در مورد نظرت:اتفاقا اصلا هم شعار نیست البته من نمیدونم، هر کس یه جوری فکر میکنه!

مینا-دفتر خاطرات

بي خيال... وقتي داري تو مرداب فقر و حسرت با درد و مريضي و بوي تعفن خيانت دست و پا ميزني انتظار لبخند دارن؟ بي انصافي نيست اين درخواست؟

نگار

مطلب جالبی بود. موفق باشید ;)

صبور

یاد یه داستان بی ادبی افتادم ...بی خیال باید لبخند زد

شبیه خودم

آه لبخند! تو با من زاده شدی. از من جداشدنی نیستی.

ستاره

کاش لبخند زدن به همین سادگی بود. اراده کنی و بعد هم لبخند بزنی

سلام پس مدت ها دوباره اپم و منتظر حضور و نظرات گرمت ...[گل] راستی ادرس وب تغییر کرده koocheeshgh.persianblog.ir اگر قابل دونستی تغیرات لازم رو تو لینک هات انجام بده ! پس بدو بیا که منتظرم !!![بغل] امضا : سپینود

نیلوفر

کل ارض کربلا...آزمون به وسعت زندگی... واقعیتی گم شده در میان تاریخ این بار با نوشته ای به سبک محرم آپم حتما بیاین..نظرتون برام مهمــــــــه