تکرار مکررات

معلم دینی میگفت تو اون دنیا خیلی از مردم تقاضا میکنن تا دوباره به این دنیا برگردن تا جبران کنن اما پذیرفته نمیشه، استدلال هم میکرد واسه اینکه اینجا که هستی هزار جور هشدار و نشانه و ... هست که اگه بخوای میتونی استفاده کنی، اینکه یکی می میره، خب دارن یه جوری بهت خبر میدهن که تو حواست رو جمع کنی،‌ مسلمه که همه هم حواسهاشون رو جمع میکنن و مثلا تو مراسم شروع میکنن به اینکه فلانی چیکار کرد و ... تقریبا میشه گفت من هیچ عروسی به حرف و حدیثی ندیدم همینطور هیچ عزایی، با اینکه خیلی سعی میکنم دوری کنم،‌اما غالب طرف صحبت میشم یا شاهد بگو مگوها و قصه ها. مهم این نیس که دونفررفتن زیر یه سقف مهم اینه که شان این یا اون، این خانواده یا اون خانواده رعایت نشده، مهم هم نیس واقعا رعایت شده یا بی ادبی، مهم اینه که بگن ما خیلی اره هستیم و باس حواستون به ما باشه، همون ادمایی که قبل از مراسم کلی واسه هم کارت تبریک میفرستن و از خانواده هم تعریف میکنن که داریم با چه خانواده ای وصلت می کنیم،‌اما تقریبا از مراسم صف بندی ها شکل می گیره و هرکسی سهمش رو میخواد! عینا تو عزاداری هم همینطور،‌حالا عزاداری امام حسین باشه یا یکی ازبستگان، صف بندی اگه از سرخاک و تدفین شروع نشه، سوم یا نهایتا هفتم خودش رو نشون میده. ممکنه روزهای اول انگشت حسرت به دندان بگیرن یا به پیشانی بکوبن،‌اما یه ادم ساده دل فقط باور میکنه که عبرت گرفتن و دیگه حواسشون بیشتر جمع و کمتر خودشون و دیگری رو می آزارن!

میگین چرا؟! چون عادتی که طی سالها نهادینه شده،شیوه تفکر و رفتاری که عجین شده، با یه ازدواج یا دیدن یه مرگ تغییر نمیکنه

/ 8 نظر / 9 بازدید
مهسا

با سلام دوست عزیز،وبلاگ خوبی داری،بهش بیشتر برس [لبخند] من هم گروه اینترنتی دارم،با کلی مطلب جذاب و قشنگ،هر کی عضو شده کلی از دوستاش هم آورده تو گروه ما و محیط خیلی شاد و پر از خنده ای داریم! البته گاهی هم غم داریم ولی کمه [خجالت] اگه میخوای بیای پیش ما به آدرس که گذاشتم سر بزن،منتظرتم [قلب][لبخند]

صبور

واقعا چرا نمیخواهیم دست از غیبت یا بعبارتی نقد و انتقاد از دیگران با معیارهای خودمون برداریم ؟ در حالیکه هر انسان شخصیت خاصه خودشو داره و قرار نیس شبیه ما یا افکار ما باشه

مهربان

دقیقا همینطوره! خصوصیتهای همه آدمها ، چه درست چه غلط طی سالها نهادینه شده! و ببین چقدر ساده اند کسایی که با شخص متفاوتی ازدواج می کنن فقط به این امید که بعدا میتونن این شخص رو از نو تربیت کنند و تبدیلش کنن به همونی که خودشون می خوان!

راحیل

........♥#########♥ .....♥#############♥ ...♥###############♥ ..♥#################♥..................♥###♥ ..♥##################♥..........♥#########♥ ....♥#################♥......♥#############♥ .......♥################♥..♥###############♥ .........♥################♥################♥ ...........♥###############################♥ ..............♥############################♥ ................♥#########################♥ ..................♥######################♥ ....................♥###################♥ ......................♥#################♥ ........سلام.........♥##############♥ ...........................♥###########♥ ..........خوبي...........♥#########♥ ...............................♥#######♥ ....وب قشنگي داري ......♥#####♥ ...................................♥###♥ ...به ماهم سر بزن............♥#♥ .......................................♥ ..............منتظرم.................♥ ........................................♥ ......اگه با تبادل لينک موافقي....♥ ...............................

مريم

از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده... به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت، دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی، نه دلسوزی، نه حتی یاد دیروزی... هوا تلخ و هوس شیرین به یاد آنهمه شبگردی دیرین، میان کوچه های سرد پاییزی تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟ ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم ببار امشب! من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم. ببار امشب که تنها آرزوی پاک این دفتر گل سرخی شود روزی! ودیگر من نمی خواهم از این دنیا نه همدردی، نه دلسوزی، فقط یک چیز می خواهم! و آن شعری به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...

مامان نازدونه ها

بجای ما سوال پرسیدی ونوشته بودی میگین چرا؟ ننوشته بودی میگم !! به امید متوجه شدنت[لبخند]

سارا مامان نیروانا

وای اینو راست می گی من انقدر رو خودم کار می کنم! ولی نمی شه ....ترک عادت موجب مرضه! هر چند این عادت نیست خودِ مرضه!