حس نهان

طوفان

یه سلسله کتابهای قشنگ و خوبی هست به اسم قبل از طوفان، غرش طوفان و پس از طوفان از یه نویسنده فرانسوی که خب اسم نویسنده از ذهنم پاک شده، این مقدمه رو فعلا داشته باشید.

یه زمانی هست که نگرانی از وقوع یه حادثه مثلا یه دوستی بعداز انتخابات مرحله دوم سال 84 گریه میکرد و نگران اینده بود،‌ من فک میکردم اون سیاه می بینه،‌ ممکنه خیلی چیزارو ندونه اما بالاخره با یه راندمان کمتر اما کارها انجام میشه، درعمل اینطور نشد و یه اتفاقهای دیگه افتاد،‌ از اوایل سال به مرور حس کردم اینده ای پرتلاطمی درپیشه، دوست و اشنا هم تاکید می کردن بالاخره طی میشه ناراحتی نداره!! حالا اونها بشدت منقلب هستند و من کرخت شده به نظر اروم می ام

الان برای پیشگیری خیلی دیر شده، برای درمان هم نیاز به دید و واکاوی درست هست،‌بعیده که وقتی با یه نگاه و دید به این سطح از مشکل رسیدیم،‌بتونیم با همون دید از پس این مشکل بر بیاییم

+ ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٦
comment نظرات ()